تأليف ديونوسيوس راهنما (نيمهٴ اول سدهٴ اول)؛ رسالهٴ كوتاهي در باب شكل (كروي) و اندازهٴ زمين و هفت اقليم، رسالهاي در كيميا، و غيره نوشت. دو شرح حال خودبينانه كه در 1264 و 1265، از خود نوشته حاوي اطلاعات تاريخي گرانبهايي است.
دربارهٴ مانوئل هُلوبولوس ¿ فصل مترجمان.
سوفونياس1
راهب بيزانسي، كه احتمالاً معاصر با گيورگيوس پاكيمِرِس بود. اختصاراتي از برخي آثار ارسطو فراهم ساخت.
گيورگيوس پاكيمِـرِس (پاخومِـرِس)2
بزرگترين مورخ بيزانسي عصر خويش. در 1242، در نيقيه زاده شد؛ در زمان پالئولوگوس از 1261 تا وقتي امپراتوري لاتيني خاتمه يافت، در قسطنطنيه برآمد؛ پس از 1308، در حدود 1310 درگذشت. مشاغل ديني و دنيوي مهمي داشت.
مهمترين تأليفش تاريخ مفصل رويدادهاي معاصر در 13 كتاب است، كه ذيل تاريخ گيورگيوس آكروپوليتس به شمار ميرود، و مربوط به رويدادهاي سالهاي 1261 (يا 1255) تا 1308، است. همچنان كه انتظار ميرود بيشتر به شرح مباحثههاي ديني اختصاص دارد كه فكر مردم آن زمان را مشغول كرده بود. ادوارد گيبون اين كتاب را بسيار ستوده است.
بعد از اين تاريخ، از نظر اهميت، مدخل فلسفهٴ ارسطوست كه بنا به درخواست نيكهفوروس بلمودِس تهيه شده، و رسالهاي دربارهٴ هنرهاي چهارگانه است، قسمت اول شامل منقولاتي از كتاب
حساب ديوفانتوس، و منتخباتي از آثار اقليدس و نيكوماخوس است. پاكيمِرِس با ارقام هندي آشنايي داشت.
او تعدادي نامه، مقالات ادبي، قطعات ادبي، و منظومهٴ مفصلي در حسب حال نوشت.
كتاب تاريخ او شامل شرحي دربارهٴ يك زرافه است كه در 1257، شاه حبشه براي ميخائيل پالئولوگوس فرستاده بود. اين نخستين زرافه نبود كه در اروپا ظاهر ميشد، چون فردريك دوم در قبال يك خرس سفيد از سلطان مصر زرافهاي دريافت كرده بود.
ماكسيموس پلانودس3
راهب، رياضيدان، نحوي، باستانشناس، اديب بيزانسي، و مترجم لاتيني به يوناني. در حدود